پروفسور حسابی و سخنانی از زبان وی

پروفسور حسابی

پروفسور حسابی در ۳ اسفند ۱۲۸۱ در تهران از پدر و مادر تفرشی زاده شد. پدرش سید عباس معزالسلطنه و مادرش گوهرشاد حسابی هر دو اهل تفرش و از سادات تفرش بودند.

او چهار سال اول دوران کودکی‌اش را در تهران سپری نمود. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت با تنگدستی و مرارت‌های دوری از میهن، در مدرسه کشیش‌های فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش فرا می‌گرفت. او قرآن و دیوان حافظ را از حفظ می‌دانست. او همچنین بر کتب بوستان، گلستان سعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و منشات قائم مقام فراهانی اشراف کامل داشت. حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنا بود. او در نواختن ویولن و پیانو مهارت داشت. وی در چند رشته ورزشی نیز موفقیت‌هایی کسب کرد، از جمله کسب مدرک نجات غریق در رشته شنا در دوران نوجوانی در بیروت. محمود حسابی در ۱۲ شهریور سال ۱۳۷۱ هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو درگذشت. آرامگاه (خانوادگی) وی در شهر تفرش قرار دارد.

همچنین وزارت راه و ترابری جمهوری اسلامی ایران یکی از کشتی‌های ناوگان ایران را به نام دکتر حسابی نام گذاری کرده است.

پروفسور حسابی:

۲۲ سال درس دادم؛

 

۱- هیچگاه لیست حضور و غیاب نداشتم.

(چون کلاس باید اینقدر جذاب باشد که بدون حضور و غیاب شاگردت به کلاس بیاید)

 

۲- هیچگاه سعی نکردم کلاسم را غمگین و افسرده نگه دارم!

(چون کلاس، خانه دوم دانش آموز هست)

 

۳-هر دانش آموزی دیر آمد، سر کلاس راهش دادم!

 (چون میدانستم اگر ۱۰ دقیقه هم به کلاس بیاید؛ یعنی احساس مسئولیت نسبت به کارش)

 

۴- هیچگاه بیشتر از دو بار حرفم را تکرار نکردم.

 (چون اینقدر جذاب درس میدادم که هیچکس نگفت بار سوم تکرار کن)

 

۵- هیچگاه ۹۰ دقیقه درس ندادم!

(چون میدانستم کشش دانش آموز متوسط و کم هوش و باهوش با هم فرق دارد) 

 

۶- هیچگاه تکلیف پولی برای کسی مشخص نکردم!

(چون میدانستم ممکن است بچه ای مستضعف باشد یا یتیم..)

 

۷- هیچگاه دانش آموزی درب دفتر نفرستادم.

(چون میدانستم درب دفتر ایستادن یعنی شکستن غرور)

 

۸- هیچگاه تنبیه تکی نکردم و گروهی تنبیه کردم!

 (چون میدانستم تنبیه گروهی جنبه سرگرمی هست ولی تنبیه تکی غرور را میشکند)

 

 9- همیشه هر دانش آموزی را آوردم پای تخته، بلد بود.

(چون میدانستم که کجا گیر میکند نمیپرسیدم! )
 

برچسب ها

مطالب مشابه...

0 افکار در “پروفسور حسابی و سخنانی از زبان وی”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *